اكبر ايرانى قمى
90
روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى )
ج - تفاسير ادبى : بعضى ديگر ، جنبه تصريف كلمات و اعراب عبارات و آيات همچنين نكات بلاغى و معانى و بيان قرآن را توجه نمودهاند مانند فرّاء و زجّاج و شريف رضى و ابو عبيده . د - تفاسير كلامى : متكلمين ، چون ابو على جبّائى از معتزله ، و ابو بكر باقلّانى از اشاعره ، هر كدام با استناد به قرآن ، به اثبات نظرات خويش و ردّ مخالفين پرداختهاند . ه - تفاسير فقهى : گروهى از فقهاء نيز ، بيشتر جنبههاى فقهى قرآن را بحث نموده و كمتر به آيات ديگر توجه كردهاند ؛ مانند : بَلخى و قُرطُبِى . شيخ پس از انتقاد روشهاى ياد شده ، به منهج « اصلح » اشاره نموده و مىگويد : « و روش اصلح را افرادى چون ، ابو مسلم محمد بن بحر اصفهانى و على بن عيسى رمّانى ، پيش گرفتند ؛ ليكن در مواردى ، مطالب غير ضرورى و نامناسب را در تفاسير خود وارد نمودند . » آنگاه شيخ طوسى شيوهء گزيدهء خويش را بيان مىدارد و از ايرادش به روشهاى پيشينيان ، معلوم مىشود كه وى تفسير نگارى فراگير و جامع را كه علوم و فنون مختلف قرآنى را دربر داشته باشد ، مىپسندد ؛ به گونهاى كه به گفتهء خود « ماسواى تفسير را رها كرده و از زياده قلم فرسائى ممل و كوتاهگويى مخل » بپرهيزد . سپس فراگير بودن تفسير خود را در دو محور توضيح مىدهد : 3 1 - روش طرح و تنظيم علوم قرآنى مانند : قرائت ، لغت ، معنا ، اعراب ، كه به طور عمومى در سراسر تبيان به چشم مىخورد . 2 - روش مبنايى شيخ در پاسخ به نظرات و آراء كلامى مذاهب گوناگون ، مانند : معتزله و مجبّره ( اشاعره ) و مشبّهه و مجسّمه و خوارج و يهود و نصارى و ديگران . در ادامه اين بحث شيخ به طور كلى طبقات مفسرين را به دو طبقه تقسيم مىكند 4 : 1 - طبقه أولى ( متقدّمين ) 2 - طبقهء متأخّرين . در طبقهء اولى ، گروهى روش شايسته و ستوده داشتند . مانند : ابن عباس ، قتاده